قدم الهی به سوی آرامش و رفع افسردگی
شاءالله خدا به مال شما بركت بدهد. به غذايی كه مثلاً برای4 نفر پخته شده و 7 نفر را سير می كند می گويند غذای بابركت. به پولی كه زود تمام می شود و كارايی زيادی در زندگی انسان ايجاد نمی كند می گويند پول بی بركت.
در نزد اهل باطن بركت معنای دقيق تری دارد. آنها توسط روش هايی حسگرها و يا سنسورهای ماوراءالطبيعه خود را به كارگيری کرده و نوعی انرژی روحانی را در افراد و يا در اشيا و مكان ها شناسايی می كنند، كه اين انرژی برای افراد عادی قابل تشخيص نمی باشد.
فردی که حجاب های قلبی خود را برداشته و حسگرهای خود را حساس کرده باشد، با ديدن يك نفر تشخيص می دهد كه آيا وی فرد بابركتی است يا خير. او از اقامت در مكان های مختلف احساسی متفاوت از مردم عادی دارد. از غذاهای مختلف جدا از طعم و مزه كه آدم های عادی می چشند يك نوع برداشت ديگر دارد و فاكتورهايی را در موارد فوق احساس می كند كه به آن بركت می گويند. بركت نوعی انرژی عرفانی و يا ماوراءالطبيعه است كه در موجودات مختلف وجود دارد. اين انرژی در انسان ها، مكان ها، اشيا، غذاها و غيره وجود دارد. انسان ها شامل دو قسمت مادی و يا طبيعی و روحانی و يا ماوراءالطبيعی می باشند. قسمت مادی انسان از انرژی های مادی استفاده كرده، رشد و نمو نموده و ادامه حيات می دهد. اين انرژی های مادی شامل مواد قندی و نشاسته ای و غيره هستند كه ما به طور مداوم مجبور به استفاده از آنها هستيم. قسمت ماوراءالطبيعی ما از نوعی انرژی روحانی به نام بركت استفاده می كند. حضرت عبدالقادر گيلانی (ق) می فرمايند:
مرغ باغ ملکوتيم و در اين دير خراب می شود نور تجلای خدا (برکت) دانه ما
همان طور كه جسم ما با به دست آوردن انرژی و غذای مناسب از سلامتی مناسب برخوردار می شود، وجود روحانی ما نيز با به دست آوردن بركت احساس سرزندگی و طراوت می كند. غذای جسمی مناسب نمی تواند غذای مناسبی برای وجود روحانی تلقی شود. به همين دليل خيلی از افراد با دارا بودن بهترين برنامه تغذيه هميشه از ضعف و ناراحتی روحی در رنج و عذاب می باشند. ضعف و ناراحتی روحی نتيجه ضعف و يا از دست دادن بركت می باشد.
انرژی های مختلف در اشيا و موجودات به صورت های مختلف ذخيره می شوند. يك قطعه فولاد را اگر به يك آهنربا مالش دهيم، خاصيت آهنربايی به دست آورده و يا به قولی صاحب انرژی الكترومغناطيسی می شود. مكانيزم ذخيره سازی و يا توليد انرژی روحانی و يا بركت پيچيده و غير قابل درك می باشد ولی برای شروع می توان آن را مشابه يكی از انواع انرژی ها مانند انرژی الكترومغناطيسی فرض نمود.
توليد بركت به روش های مختلف انجام می شود. يكی از آنها از طريق اعمال انسان است. انسان می تواند برخی كارها را انجام دهد كه برای وی بركت ايجاد می كند. مذاهب مختلف در طول قرنها همگی بشر را به انجام اين كارها ترغيب نموده اند و در شريعت به اين كارها اعمال ثواب اطلاق می شود. عبادت خداوند و يا اعمال عبادي، كمك به مستمندان و امور خير از كارهای بابركت هستند و معمولاً انسان با انجام آنها احساس آرامش روحی می كند. روش ديگر برای به دست آوردن بركت از راه گفتار می باشد. گفتار بابركت به حرف هايی گفته می شود كه باگفتن آنها انسان احساس آرامش روحی می كند. سخنان ارشادی كه مردم را به راستی و خداپرستی و درستكاری سوق می دهد، ذكرها و دعاها، از اين نوع گفتار می باشند. غيبت و بدگويی و فاش كردن اسرار مردم و تهمت و افترا و دروغ ، بركت انسان را نابود می سازند.
افكار بابركت به افكاری گفته می شود كه انسان با آنها احساس سرزندگی و آرامش روحی می كند. فكر كردن در مورد عيوب ديگران و ظن و يا گمان بد بردن به افراد و داشتن ايده های بخيلانه و خرابكارانه باعث نابود شدن برکت می گردد.
يکی از راه های کسب برکت مصاحبت و نزديکی با افراد بابرکت می باشد. مصاحبت و نزديكی با اين گونه افراد باعث آرامش روحی و ايجاد شوق به زندگی و همچنين افزايش دوستی و عشق و محبت و كار و تلاش و راستی و صميميت در افراد می شود. افرادی که دارای چنين خصوصياتی باشند، مؤمن هستند. حتی اگر ظاهر آنها به نحوی باشد كه كافر و يا غيرمؤمن بنظر آيند. مصاحبت، معاشرت، دوستی و مشاركت در كار و تجارت با اين گونه افراد شديداً توصيه می شود.
افراد بی بركت افرادی هستند كه مصاحبت و نزديكی با آنها باعث از دست رفتن نشاط و آرامش روحی شده، و در انسان افكار بد، نفاق، تهمت و غيبت و بدگويي، بدكاري، دشمني، بيكاری و تن پروري، بدبينی نسبت به خدا و زندگی و ميل به خودكشی را ترغيب می نمايد. افرادی با اين ويژگي ها كافر هستند، حتی اگر ظاهر آنها مانند افراد مؤمن و مذهبی باشد. مصاحبت، معاشرت، دوستی و مشاركت در كار و تجارت با اين افراد سم مهلك بوده و ضررهای غيرقابل جبران به انسان وارد خواهد كرد. اگر چنين دوستی داريد و به خاطر ترحم و يا كمك به وی به معاشرت و كار با او ادامه می دهيد مراقب باشيد، چون برای كمك به چنين افرادی به بركت زياد و كاردانی خاص نياز می باشد كه از عهده افراد عادی خارج است.
نويسنده يك كتاب قديمی مربوط به 80-70 سال پيش در امريكا، با تمام افراد موفق آن زمان امريكا مانند پدران كايزرها و راكفلرها و غيره كه موفق تر از ديگران بوده اند مصاحبه كرده و از آنها رمز موفقيت شان را سؤال کرده بود. همه آنها اعلام كرده بودند كه با آدمهای Looser و يا بدبيار، که ما آنها را بی برکت می ناميم، کار و يا مراوده نکنيد. اين افراد از روی تجربه به نكته بسيار مهمی اشاره کرده بودند که شما نيز بهتر است به آن توجه کنيد.
افرادی كه دارای بركت زيادی هستند از مرطوبی و درخشندگی و نافذ بودن چشمان، روشن بودن هاله صورت، مهرباني، دل نازكی و تواضع و فروتنی قابل شناسايی هستند.
همچنين حيوانات مانند سگ و غيره به اين افراد کمتر حمله کرده و بچه های کوچک که هنوز با حجاب های تعلق و گناه رؤيتشان بسته نشده به اين افراد بيشتر علاقه دارند.
افرادی كه بی برکت هستند از مرده بودن و يا بی فروغ و بی حالت بودن چشمان، كدر بودن رنگ هاله صورت، بی احساسي، سنگدلی و خودخواهی قابل شناسايی هستند. منظور از كدر بودن رنگ هاله، تيره بودن رنگ پوست نمی باشد چون بعضی سياه پوستان هستند كه هاله های روشن دارند. روشنی و يا تيرگی هاله يك حالت احساسی در مورد زنده بودن و يا بی روح بودن حالت و سيمای چهره افراد می باشد. افرادی كه قابليت های خاص دارند و يا كسانی كه با تزكيه نفس و اذكار طريقت رؤيت خود را باز نموده اند قابليت رؤيت اين هاله را دارا می باشند. افراد عادی هاله های نورانی را نمی بينند ولی اگر دقت نمايند آنها را حس می كنند. يعنی حس می كنند كه افراد پربركت صورتشان روشن و افراد بی بركت صورتشان كدر می باشد.
افراد پيشرفته در موارد روحی، مگر در مواقعی که جنبه ارشادی و جذب افراد به راه خدا را داشته باشد، از معاشرت و يا تماس با افراد بی برکت اجتناب می نمايند. وجود برخی از افراد نابکار و بی برکت برای آنها به حدی آزاردهنده است که مشابه يک لاشه متعفن، حتی از دست زدن به آنها نيز خودداری نموده و اگر بالاجبار با آنها تماس داشته و مثلاً با آنها دست داده باشند تا مدتی از دست خود احساس بوی ناخوشايند می کنند.
بركت علاوه بر افراد در اجسام نيز وجود دارد. افرادی كه دارای بركت زياد می باشند، مكانی كه در آن زندگی می كنند و يا حتی مقبره آنها و اشيايی كه با آنها در تماس هستند نيز دارای انرژی عرفانی و يا بركت می شود. شايد شنيده باشيد كه مردم تسبيح و يا كلاه و تكه های لباس اوليا و يا افرادی كه به خاطر همت ائمه (ع) و اوليا شفا داده شده و يا مورد كرامت قرار گرفته اند را به عنوان تبرك نگهداری می كنند. اين به خاطر بركتی است كه در آن اشيا وجود دارد. اشيايی که متعلق به افراد بی برکت باشند نيز بی برکت شده و دست زدن به آنها و يا نگهداری آنها در نزد خود باعث از دست دادن برکت انسان می شود.
اقامت در محل های فساد و حرام نيز باعث کاهش برکت و انرژی های روحی می شود. يک مکان متبرک و پاک (به عنوان مثال، محل ذکر، محل عبادت و يا منزل اوليا و افراد صالح) مانند يک آهنربا وجود شما را مغناطيسی می کند. برعکس آن، يک مکان نامناسب و گناه آلود ( به عنوان مثال، محل های گناه و يا محل زندگی افراد گناهکار و نابکار) شما را دچار اختلالات روحی کرده و برکت وحود شما را از بين می برد. سردشدن دل، دلشوره و ياس و نا اميدی، مادی گرايی، بی ايمانی و خود خواهی از عوارض کم شدن برکت می باشد که برخی افراد برای غلبه بر اين حالت از مشروب و مواد مخدر استفاده نموده و يا در مهمانی هاو مجالس لغو و بيهوده که باعث خود فراموشی آنها می شود شرکت می کنند.
بعضی از افراد معتقدند که از وقتی که به منزل خاصی رفته اند وضع زندگي شان به هم ريخته و يا برعکس آن منزل برايشان شگون داشته و به قولی " آمد" داشته است. اين نوع تفکر می تواند با موضوعات ذکر شده در اينجا مرتبط باشد.
مكان هايی مانند قبور ائمه (ع) و اولياالله كه در آنها افراد بابركت تردد می نمايند، علاوه بر بركت خود ائمه (ع) و اوليا، دارای بركت مضاعف به خاطر حضور اين گونه زائرين می گردد.
همان طور که در موقع عبور از يک جنگل تاريک و زمين قارچ زده که نور به آن نتابيده انسان بوی تعفن را احساس می کند، افراد پيشرفته در عرفان نيز در منزل افراد بدکار و بی برکت احساس ناخوشايندی کرده و حتی الامکان به چنين مکان هايی تردد نمی کنند. تردد يک فرد با برکت و يا نورانی به چنين مکانی باعث نورانی و يا با برکت شدن مکان مذکور مي شود ولی باعث تأثيرات منفی در شخص با برکت می شود. يکی از بهترين کارها جهت پربرکت نمودن منزل مسکونی انسان، برگزار نمودن مجالس ذکر جمعی می باشد. رفتن به اين گونه مجالس نيز توصيه شده و باعث افزايش برکات انسان می شود و معمولا افرادی که دائما در معرض بدشانسی و گرفتاری می باشند، با رفتن به اين گونه مجالس احساس بهبود در وضعيت زندگی خود می نمايند. به همين دليل است كه انسان با رفتن به مكان های زيارتی و عبادتی احساس آرامش روحی نموده و با رفتن به مكان های گناه و فساد از لحاظ روحی مضطرب و پريشان می گردد.
يكی از مواردی كه در پيشرفت روحی افراد بسيار مؤثر می باشد، نوع تغذيه و يا غذايی است كه آنها مورد استفاده قرار می دهند. افراد عادی به اين موضوع چندان اهميتی نمی دهند ولی افراد اهل طريق، همانند ورزشكاران كه مراقب رژيم غذايی خود هستند، در تغذيه خود دقت زيادی به خرج می دهند. آنها در منزل هر شخصی غذا نمی خورند و اگر از حلال بودن غذا و مؤمن بودن آشپزی كه غذا را می پزد مطمئن نباشند غذا را مصرف نمی كنند. اگر صاحبخانه رباخوار و دزد و كلاهبردار و يا كسی باشد كه مال خود را از راه حلال كسب نكرده، از آمدن به منزل وی اكراه داشته و غذای وی را به هيچ عنوان مصرف نمی كنند. اين گونه افراد از كالباس و سوسيس و يا غذاهايی كه ممكن است در آنها خون و يا گوشت غيرمطمئن باشد استفاده نمی كنند.
اين گونه افراد از روی ظاهر غذا بركت آن را حس نموده و غذاهای بابركت را از غذاهای بی بركت تشخيص می دهند. همان طور كه افراد عادی از رنگ و يا بوی ظاهری يك غذا به كيفيت ظاهری آن پی می برند، افرادی كه در طريقت پيشرفته باشند از علائمی كه به رنگ و بوی مادی شباهت دارد به كيفيت باطنی و يا بركت غذا پی می برند. يکی از دوستان من بنام خليفه عارف که پيرمردی با کرامت است بعد از آنکه چشمش را عمل آب مرواريد کرده بود می گفت: عقل چشمم کم شده است!!
موضوعی را که در بالا گفتم به نظرتان عجيب نيايد. وقتی بعضی از حيوانات به طور غريزی از خوب بودن و يا بدبودن ماهيت يک غذا آگاه می باشند، چطور ممکن است که مردان خدا از اين مورد مطلع نباشند؟
غذاهای بی برکت شامل غذاهای حرام، غذاهايی كه مواد اوليه آنها توسط افراد بی برکت تهيه شده (رباخوار و دزد و غيره)، غذاهايی كه توسط افراد بی برکت و يا در مكان های بی بركت پخته و يا سرو شده، می باشد.
غذاهای با بركت شامل غذاهايی است كه به آنها دعا خوانده شده، مانند غذاهای نذری و غيره، غذاهايی كه حلال بوده و مواد اوليه آنها توسط افراد با بركت (كسانی كه مال حلال كسب كرده اند، افراد مؤمن و صالح و غيره) تهيه شده و در مكان های با بركت (مسجد و تكيه و يا منزل افراد مؤمن) پخته و يا سرو شده است.
مردان خدا معمولا غذاهايی را که افراد ناشناخته تهيه کرده اند، مصرف نمی کنند. دليل اين امر موردی به نام "اهانات" است که در اينجا به آن می پردازيم:
به نام خدايي كه اشك را آفريد تا مرحم دل خستگان شود